فرهنگ آریانپور
ترق تروق
#۵۶٬۱۹۱
clap
کف زدن، صداى دست زدن، ترق تروق، صداى ناگهانى
crack
کاف، رخنه، ترک، شکاف، ضربت، ترق تروق، ترکانیدن، (شلاق) را به صدا درآوردن، تولید صداى ناگهانى و بلند کردن، شکاف برداشتن، ترکیدن، تق کردن
pop
پراندن، پریدن، زدن، ضربت ناگهانى زدن، بى مقدمه آوردن، بى مقدمه فشار آوردن، حمله کردن، ترکاندن، با صدا ترکیدن، به رهن گذاردن، بسرعت عملى انجام دادن، انفجار، ترکیدن، مشروبات گاز دار pop صدای خوردن دو چیز جامد به هم
bang
بستن، محکم زدن، چترى بریدن (گیسو) ـ صداى بلند یا محکم، چتر زلف bang صدا
bark
پوست درخت، عوعو، وغ وغ کردن، پوست کندن
sputter
تند و مغشوش سخن گفتن، با خشم سخن گفتن، تف پراندن، با خشم ادا کردن، بیرون انداختن
splutter
ترشح، صداى چلپ و چلوپ زیاد، اخ تف کردن، اهن و تلپ کردن، ترشح کردن صدای شلیک گلوله و غیره
crackling
ترق و تروق، جزجز، صورت نمکى