فرهنگ آریان‌پور

ترق

#۵۶٬۱۸۷

معنی‌های انگلیسی
۱

clap

کف زدن، صداى دست زدن، ترق تروق، صداى ناگهانى

۲

crack

کاف، رخنه، ترک، شکاف، ضربت، ترق تروق، ترکانیدن، (شلاق) را به صدا درآوردن، تولید صداى ناگهانى و بلند کردن، شکاف برداشتن، ترکیدن، تق کردن crack صدای‌ بلند

۳

pop

پراندن، پریدن، زدن، ضربت ناگهانى زدن، بى مقدمه آوردن، بى مقدمه فشار آوردن، حمله کردن، ترکاندن، با صدا ترکیدن، به رهن گذاردن، بسرعت عملى انجام دادن، انفجار، ترکیدن، مشروبات گاز دار pop صدای‌ شکستن‌ شیشه‌ و ترکه‌ و غیره‌

۴

bang

بستن، محکم زدن، چترى بریدن (گیسو) ـ صداى بلند یا محکم، چتر زلف

۵

crash

خرد کردن، درهم شکستن، ریز ریز شدن، سقوط کردن هواپیما، ناخوانده وارد شدن، صداى بلند یا ناگهانى (در اثر شکستن)، سقوط crash صدای‌ انفجار