ترفیع
#۵۶٬۱۸۰
promotion
ترفیع، ترقى، پیشرفت، جلو اندازى، ترویج
preferment
ترفیع، ارتقاء، حق تقدم، از پیش، مقام افتخارى
lift
بلند کردن، سرقت کردن، بالا رفتن، مرتفع به نظر آمدن، بلندى، بالابرى، یک وهله بلند کردن بار، دزدى، سرقت، ترقى، پیشرفت، ترفیع، آسانسور، بالارو، جر ثقیل، بالا بر
mount
سوار کردن، سوار شدن، نصب کردن کوه، تپه، صعود، ترفیع، مقواى عکس، پایه، قاب عکس، مرکوب (اسب، دوچرخه و غیره) ـ
raise
بالا بردن، بالا کشیدن، بار آوردن، رفیع کردن، بر پا کردن، برافراشتن، بیدار کردن، تولید کردن، پروراندن، زیاد کردن، از بین بردن، دفع کردن، ترفیع، اضافه حقوق، ترقى دادن
elation
بالابرى، رفعت، ترفیع، سرفرازى شادى
upgrade
بالا بردن، از درجه بالا، به طرف بالا، سربالایى، ترفیع، بهبود امکانات
elevation
بلندى، جاى بلند و برآمدگى، ترفیع
preference
برترى، رجحان، ترفیع، مزیت، اولویت، تقدم، صلیقه
advancement
پیشرفت، ترقى، ترفیع، (حقوق) سهم الارثى که در زمان حیات پدر به فرزندان مى دهند، پیش قسط
rise
(past: rose ; past participle: risen) ـ برخاستن، ترقى کردن، ترقى خیز، طالع شدن، بلند شدن، از خواب برخاستن، طغیان کردن، بالا آمدن، طلوع کردن، سربالا رفتن، صعود کردن، ناشى شدن از، سر زدن، قیام، برخاست، صعود، طلوع، سربالایى، پیشرفت، ترقى، خیز