فرهنگ آریان‌پور

ترفند

#۵۶٬۱۶۷

معنی‌های انگلیسی
۱

art

هنر، فن، صنعت، استعداد، استادى، نیرنگ

۲

trap

زانویى مستراح و غیره تله، دام، دریچه، گیر، محوطه کوچک، شکماف، نیرنگ، فریب دهان، به دام انداختن، در تله انداختن، تله، در تله اندازى trap عامیانه‌

۳

game

بازى، مسابقه، سرگرمى، شکار، جانور شکارى، یک دور بازى، (به صورت جمع) مسابقه هاى ورزشى، شوخى، دست انداختن، تفریح کردن، اهل حال، سرحال

۴

ruse

حیله، نیرنک، مکر، خدعه

۵

dodge

جاخالى دادن، این سو و آن سو رفتن، (مجازى) گریز زدن، طفره زدن، تمجمج، اهمال، جاخالى

۶

device

دستگاه، اسباب، شیوه، تمهید، اختراع، شعار

۷

policy

سیاست، خط مشى، سیاستمدارى، مصلحت اندیشى، کاردانى، بیمه نامه، ورقه بیمه، سند معلق به انجام شرطى، اداره یا حکومت کردن

۸

scheme

برنامه، طرح، نقشه، ترتیب، رویه، تدبیر، تمهید، نقشه طرح کردن، توطئه چیدن واژه هاى شامل

۹

gimmick

اسبابى که در قمار بازى وسیله تقلب و بردن پول از دیگران شود، حیله، تدبیر

۱۰

wrinkle

آژنگ، چین، چروک، چین خوردگى، چین و چروک خوردن، چروکیده شدن، چروکیدن، چین دادن

۱۱

artifice

استادى، مهارت، هنر، اختراع، نیرنگ، تزویر، تصنع

۱۲

maneuver

(manoeuvre =) ـ مانور، تمرین نظامى

۱۳

expedient

مقتضى، مصلحت، مناسب، تهور آمیز

۱۴

expediency

(expedience =) ـ شتاب، عجله، کار مهم، اقدام مهم، اقتضاء

۱۵

gamesmanship

مهارت در بردن بازى بدون تخلف از مقررات بازى