فرهنگ آریان‌پور

ترشدن

#۵۶٬۱۲۰

معنی‌های انگلیسی
۱

moisten

تر کردن، نمدار کردن، ترشدن، مرطوب شدن

۲

wet

(past: wetted, wet ; past participle: wetted, wet) ـ تر، مرطوب، خیس، بارانى، اشکبار، ترى، رطوبت، تر کردن، مرطوب کردن، نمناک کردن