واژههای فارسی←ترشح کردن - بزاق -فرهنگ آریانپورترشح کردن - بزاق -#۵۶٬۱۱۰شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱salivateبزاق ترشح کردن، بزاق ایجاد کردن، خدو آوردنواژههای نزدیک در الفباتربیتی - بی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتربیعمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتربیع اول و ثانیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتربیع اول و ثانی ماهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتربیممشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتربیوممشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر