فرهنگ آریان‌پور

ترس

#۵۵٬۹۷۹

معنی‌های انگلیسی
۱

fear

ترس، بیم، هراس، ترسیدن (از)، وحشت

۲

fray

ترس، وحشت، غوغا، نبرد، نزاع، ترساندن، هراسانیدن، جنگ کردن، سائیدن، فاقد نیرو کردن، ضعیف کردن، فرسوده شدن

۳

gris

ترس، خوف، وحشت، وحشى

۴

dread

ترس، بیم، وحشت، ترسیدن (از)

۵

awe

هیبت، ترس (آمیخته با احترام)، وحشت، بیم، هیبت دادن، ترساندن

۶

awful

مهیب یا ترسناک، ترس، عظمت

۷

phobia

(روان شناسى) ترس بیخود، بیم، انزجار، نفرت، تشویش

۸

dismay

ترسانیدن، بى جرات کردن، ترس، جبن، وحشت زدگى، بى میلى

۹

horror

دهشت، ترس، خوف، وحشت، مورمور، (معنى مجازى) بیزارى

۱۰

misgiving

بیم، شبهه، عدم اطمینان، ترس، بدگمانى

۱۱

cowardice

ترسویى، بزدلى، نامردى، جبن cowardliness

۱۲

pusillanimity

ترسویى، بزدلى، جبن، کم دلى، کم جراتى

۱۳

alarm

(alarum =) ـ هشدار، اعلان خطر، هراس، آگاهى از خطر، اخطار، شیپور حاضرباش، آشوب، بیم و وحشت، ساعت زنگى از خطر آگاهانیدن، هراسان کردن، مضطرب کردن

۱۴

chill

سرد کردن، خنک شدن، سرما، خنکى، چایمان، مایه دلسردى، ناامید، مایوس