فرهنگ آریان‌پور

تردید کردن

#۵۵٬۹۷۳

معنی‌های انگلیسی
۱

totter

تردید کردن، پس و پیش رفتن، تلو تلو خوردن، متزلزل شدن

۲

doubt

شک، تردید، شبهه، گمان، دودلى، نامعلومى، شک داشتن، تردید کردن

۳

stick

(past: stuck ; past participle: stuck) ـ چسبیدن، فرورفتن، گیر کردن، گیر افتادن، سوراخ کردن، نصب کردن، الصاق کردن، چوب، عصا، چماق، وضع، چسبندگى، چسبناک، الصاق، تاخیر، پیچ درکار، تحمل کردن، چسباندن، تردید کردن، وقفه

۴

balk

مرز، زمین شخم نشده، (مج) مانع، مایه ى لغزش، طفره رفتن از، امتناع ورزیدن، رد کردن، زیرش زدن

۵

halt

ایست، مکث، درنگ، سکته، ایست کردن، مکث کردن، لنگیدن، توقف، متوقف کردن، متوقف شدن

۶

pause

مکث، توقف، وقفه، درنگ، مکث کردن

۷

boggle

در اثر امرى ناگهان وحشت زده و ناراحت شدن، رم کردن، تامل کردن (در اثر ترس و غیره)، کار سر هم بندى کردن

۸

drench

خیساندن، نوشانیدن، آب دادن

۹

hesitate

تامل کردن، مردد بودن، بى میل بودن

۱۰

oscillate

نوسان کردن، تاب خوردن، از این سو به آن سو افتادن، مردد بودن

۱۱

pussyfoot

(مثل گربه) دزدکى راه رفتن، آهسته و دزدکى کارى کردن، طفره رفتن، تمجمج کردن shillyshally