تردید
#۵۵٬۹۵۳
hang
(past: hung, hanged ; past participle: hung, hanged) ـ آویختن، آویزان کردن، به دار آویختن، مصلوب شدن، چسبیدن به، متکى شدن بر، طرز آویختن، مفهوم، تردید، تمایل، تعلیق
doubt
شک، تردید، شبهه، گمان، دودلى، نامعلومى، شک داشتن، تردید کردن
qualm
حالت تهوع، عدم اطمینان، بیم، تردید، ناخوشى همه جاگیر
query
(quaere =) ـ جستار، سوال، تحقیق و باز جویى کردن، پرسیدن، استنطاق کردن، پرسش، تردید، استفسار، پرس و جو
dubiety
شک، تردید، فریب
scruple
اندک، ذره، واحد سنجش چیز جزیى، تردید، بیم، محظور اخلاقى، نهى اخلاقى، وسواس باک، تردید داشتن، دو دل بودن، وسواس داشتن
stickle
میانجى گرى کردن، مداخله کردن، تردید، سراشیب، آشفتگى
swither
درنگ کردن، مردد بودن، تردید
dubiosity
در شک بودن، تردید
hesitance
(hesitancy =) ـ درنگ، دودلى، تردید
hesitancy
(hesitance =) ـ درنگ، دودلى، تردید
suspicion
بدگمانى، سوء ظن، تردید، مظنون بودن
acatalepsy
دودلى، تردید، موضوع غیر قابل درک، مکتب (شکاکیون)، فلسفه ى احتمالى
indecision
بى تصمیمى، دو دلى، بى عزمى، تردید، تامل
skepticism
شک گرایى، فلسفه شکاکى و بدبینى، تردید، شک، انتقاد مضر و از روى بدبینى
irresolution
بى عزمى، تردید
shilly shally
مردد، دو دل، تردید، دودلى داشتن