فرهنگ آریانپور
تردستانه
#۵۵٬۹۴۷
deft
ماهر، زبردست، کاردان، چالاک، استادانه
mean
(past: meant ; past participle: meant) ـ میانه، متوسط، وسطى، واقع دروسط، حد وسط، میانه روى، اعتدال، منابع درآمد، عایدى، پست فطرت، بدجنس، آب زیرکاه، قصد داشتن، مقصود داشتن، هدف داشتن، معنى و مفهوم خاصى داشتن، معنى دادن، میانگین mean wizardly
cunning
زیرک، مکار، حیله باز، ماهر، زیرکى، حیله گرى