فرهنگ آریان‌پور

ترد کردن

#۵۵٬۹۳۴

معنی‌های انگلیسی
۱

tender

نازک، حساس، لطیف، دقیق، ترد و نازک، باریک، محبت آمیز، با ملاحظه، حساس بودن، ترد کردن، لطیف کردن، انبار، ارائه دادن، تقدیم کردن، پیشنهاد، پول رایج، مناقصه و مزایده، مناقصه، پیشنهاد دادن

۲

embrittle

شکننده کردن، ترد کردن

۳

tenderize

حساس کردن، ترد کردن، خواباندن گوشت (در ماست و غیره) براى ترد و نازک کردن آن