فرهنگ آریان‌پور

ترد

#۵۵٬۹۳۳

معنی‌های انگلیسی
۱

brittle

ترد، شکننده، بى دوام، زودشکن

۲

crisp

مجعد شدن، موجدار کردن، حلقه حلقه کردن، چیز خشک و ترد، ترد، سیب زمینى برشته

۳

mealy

آردى، آردنما، ترد، خشک، لکه لکه

۴

crispy

(crisp =) ـ ترد، مجعد، پرچین و شکن

۵

plucky

پردل، با شهامت، دلیر، ترد، شکننده

۶

tender

نازک، حساس، لطیف، دقیق، ترد و نازک، باریک، محبت آمیز، با ملاحظه، حساس بودن، ترد کردن، لطیف کردن، انبار، ارائه دادن، تقدیم کردن، پیشنهاد، پول رایج، مناقصه و مزایده، مناقصه، پیشنهاد دادن

۷

brickle

شکننده، ترد، نامطمئن

۸

crumbly

خرد شونده، ترد

۹

fragile

شکننده، ترد، نازک، لطیف، زودشکن، ضعیف

۱۰

friable

خرد شونده، ترد، شکننده

۱۱

eggshell

پوست تخم مرغ، نازک، ترد

۱۲

frangible

شکننده، ترد

۱۳

tendresse

دلسوزى، رقت، مهربانى، شفقت، ترد crunchy

۱۴

short

کوتاه، مختصر، قاصر، کوچک، باقى دار، کسردار، کمتر، غیر کافى، خلاصه، شلوار کوتاه، تنکه، یکمرتبه، بى مقدمه، پیش از وقت، ندرتاً، کوتاه کردن، (برق) اتصالى پیدا کردن