فرهنگ آریانپور
ترد
#۵۵٬۹۳۳
brittle
ترد، شکننده، بى دوام، زودشکن
crisp
مجعد شدن، موجدار کردن، حلقه حلقه کردن، چیز خشک و ترد، ترد، سیب زمینى برشته
mealy
آردى، آردنما، ترد، خشک، لکه لکه
crispy
(crisp =) ـ ترد، مجعد، پرچین و شکن
plucky
پردل، با شهامت، دلیر، ترد، شکننده
tender
نازک، حساس، لطیف، دقیق، ترد و نازک، باریک، محبت آمیز، با ملاحظه، حساس بودن، ترد کردن، لطیف کردن، انبار، ارائه دادن، تقدیم کردن، پیشنهاد، پول رایج، مناقصه و مزایده، مناقصه، پیشنهاد دادن
brickle
شکننده، ترد، نامطمئن
crumbly
خرد شونده، ترد
fragile
شکننده، ترد، نازک، لطیف، زودشکن، ضعیف
friable
خرد شونده، ترد، شکننده
eggshell
پوست تخم مرغ، نازک، ترد
frangible
شکننده، ترد
tendresse
دلسوزى، رقت، مهربانى، شفقت، ترد crunchy
short
کوتاه، مختصر، قاصر، کوچک، باقى دار، کسردار، کمتر، غیر کافى، خلاصه، شلوار کوتاه، تنکه، یکمرتبه، بى مقدمه، پیش از وقت، ندرتاً، کوتاه کردن، (برق) اتصالى پیدا کردن