فرهنگ آریانپور
ترجیح دادن
#۵۵٬۹۰۲
prefer
ترجیح یافتن یا دادن، برترى دادن، رجحان دادن، برگزیدن، ترجیح دادن
opt
برگزیدن، انتخاب کردن
like
محتمل، باور کردنى، احتمالى، راستنما
elect
برگزیدن، انتخاب کردن، برگزیده منتخب
favor
(favour =) ـ التفات، توجه، مرحمت، مساعدت، طرفدارى، مرحمت کردن، نیکى کردن به، طرفدارى کردن
affect
اثر، نتیجه، احساسات، برخورد، اثر کردن بر، تغییر دادن، متاثر کردن، وانمود کردن، دوست داشتن، تمایل داشتن (به)، تظاهر کردن به
choose
(past: chose ; past participle: chosen) ـ گزیدن، انتخاب کردن، خواستن، پسندیدن
incline
خم کردن، کج کردن، متمایل شدن، مستعد شدن، سرازیر کردن، شیب دادن، متمایل کردن، شیب