فرهنگ آریان‌پور

ترتیب‌ کار را دادن

#۵۵٬۸۴۰

معنی‌های انگلیسی
۱

plan

برنامه، طرح، نقشه، تدبیر، اندیشه، خیال، نقشه کشیدن، طرح ریختن