فرهنگ آریان‌پور

ترتیب زمانی

#۵۵٬۸۲۵

معنی‌های انگلیسی
۱

chronology

شرح وقایع بترتیب زمانى، علم ترتیب تاریخ، گاه شناسى، تاریخ شمارى، جدول یا شرح وقایع یا تاریخ هاى وابسته به آنها

۲

schedule

فرانما، جدول، صورت، فهرست، برنامه، در برنامه گذاردن، صورت یا فهرستى ضمیمه کردن، برنامه ریزى کردن، برنامه زمانى، زمان بندى کردن