فرهنگ آریان‌پور

تراویدن

#۵۵٬۷۴۱

معنی‌های انگلیسی
۱

leak

رخنه، سوراخ، تراوش، نشت، چکه، تراوش کردن، نفوذ کردن، فاش کردن یا شدن، فاش شدن

۲

ooze

شیره، شهد، چکیده، جریان، جارى، رسوخ، لجنزار، بستر دریا، تراوش کردن، آهسته جریان یافتن، بیرون دادن، لاى

۳

well

چشمه، جوهردان، دوات، به بالا فوران کردن، رو آمدن آب و مایع، درسطح آمدن و جارى شدن خوب، تندرست، سالم، راحت، بسیار خوب، به چشم، تماماً، تمام و کمال، بدون اشکال، اوه، خیلى خوب

۴

issue

بر آمد، پى آمد، نشریه، فرستادن، بیرون آمدن، خارج شدن، صادر شدن، ناشى شدن، انتشار دادن، رواج دادن، نژاد، نوع، عمل، کردار، اولاد، نتیجه بحث، موضوع، شماره

۵

exude

تراوش کردن، بیرون آمدن، افشاندن

۶

sweat

خوى، عرق کردن، عرق، عرق ریزى، مشقت کشیدن

۷

dribble

چکانیدن، خرده خرده پیش بردن (توپ فوتبال را)، چکشیدن، پابپا کردن (توپ فوتبال)

۸

secrete

ترشح کردن، تراوش کردن، پنهان کردن

۹

permeate

نفوذ کردن، سرایت کردن، نشت کردن

۱۰

percolate

تراوش کردن، نفوذ کردن، رد شدن، صاف کردن

۱۱

transfuse

از یک ظرف به ظرف دیگر ریختن، چیزى را نقل و انتقال دادن، رسوخ یافتن در، تزریق کردن در

۱۲

infiltrate

تراوش کردن، نفوذ کردن، نشر کردن، گذاشتن، در خطوط دشمن نفوذ کردن