فرهنگ آریان‌پور

تراوش کردن

#۵۵٬۷۳۳

معنی‌های انگلیسی
۱

exude

تراوش کردن، بیرون آمدن، افشاندن

۲

osmose

تراوش کردن، نفوذ کردن در، به وسیله تراوش تجزیه کردن، به وسیله نفوذ تجزیه کردن

۳

transude

تراوش کردن، فرانشت کردن

۴

percolate

تراوش کردن، نفوذ کردن، رد شدن، صاف کردن

۵

infiltrate

تراوش کردن، نفوذ کردن، نشر کردن، گذاشتن، در خطوط دشمن نفوذ کردن

۶

leak

رخنه، سوراخ، تراوش، نشت، چکه، تراوش کردن، نفوذ کردن، فاش کردن یا شدن، فاش شدن

۷

ooze

شیره، شهد، چکیده، جریان، جارى، رسوخ، لجنزار، بستر دریا، تراوش کردن، آهسته جریان یافتن، بیرون دادن، لاى

۸

seep

تراوش طبیعى، رسوخ، چکه، تراوش کردن، از میان سوراخ هاى ریز نفوذ کردن، چکه کردن

۹

bilge

شکم بشکه، رخنه پیدا کردن، تراوش کردن، (مجازى) هر چیز زننده و متعفن، آب ته کشتى

۱۰

inpour

به درون ریختن، تراوش کردن (به درون)

۱۱

secrete

ترشح کردن، تراوش کردن، پنهان کردن