فرهنگ آریانپور
تراوش کردن
#۵۵٬۷۳۳
exude
تراوش کردن، بیرون آمدن، افشاندن
osmose
تراوش کردن، نفوذ کردن در، به وسیله تراوش تجزیه کردن، به وسیله نفوذ تجزیه کردن
transude
تراوش کردن، فرانشت کردن
percolate
تراوش کردن، نفوذ کردن، رد شدن، صاف کردن
infiltrate
تراوش کردن، نفوذ کردن، نشر کردن، گذاشتن، در خطوط دشمن نفوذ کردن
leak
رخنه، سوراخ، تراوش، نشت، چکه، تراوش کردن، نفوذ کردن، فاش کردن یا شدن، فاش شدن
ooze
شیره، شهد، چکیده، جریان، جارى، رسوخ، لجنزار، بستر دریا، تراوش کردن، آهسته جریان یافتن، بیرون دادن، لاى
seep
تراوش طبیعى، رسوخ، چکه، تراوش کردن، از میان سوراخ هاى ریز نفوذ کردن، چکه کردن
bilge
شکم بشکه، رخنه پیدا کردن، تراوش کردن، (مجازى) هر چیز زننده و متعفن، آب ته کشتى
inpour
به درون ریختن، تراوش کردن (به درون)
secrete
ترشح کردن، تراوش کردن، پنهان کردن