فرهنگ آریان‌پور

تراوش‌ کردن

#۵۵٬۷۳۲

معنی‌های انگلیسی
۱

percolate

تراوش کردن، نفوذ کردن، رد شدن، صاف کردن

۲

ooze

شیره، شهد، چکیده، جریان، جارى، رسوخ، لجنزار، بستر دریا، تراوش کردن، آهسته جریان یافتن، بیرون دادن، لاى

۳

seep

تراوش طبیعى، رسوخ، چکه، تراوش کردن، از میان سوراخ هاى ریز نفوذ کردن، چکه کردن

۴

secrete

ترشح کردن، تراوش کردن، پنهان کردن

۵

bleed

(past: bled ; past participle: bled) ـ خون آمدن از، خون جارى شدن از، خون گرفتن از، خون ریختن، اخاذى کردن

۶

sweat

خوى، عرق کردن، عرق، عرق ریزى، مشقت کشیدن