فرهنگ آریانپور
تراوش
#۵۵٬۷۲۷
leakage
تراوش، نشت، چکه، کمبود، کسر، کسرى، فاش شدگى (اسرار)، مقدارى که معمولاً براى کسرى در اثر نشتى درنظر مى گیرند
exudation
تراوش، برون نشست
secretion
تراوش، ترشح، دفع، پنهان سازى، اختفا
gush
ریزش، جریان، فوران، جوش، تراوش، روان شدن، جارى شدن، فواره زدن
leak
رخنه، سوراخ، تراوش، نشت، چکه، تراوش کردن، نفوذ کردن، فاش کردن یا شدن، فاش شدن
ooze
شیره، شهد، چکیده، جریان، جارى، رسوخ، لجنزار، بستر دریا، تراوش کردن، آهسته جریان یافتن، بیرون دادن، لاى percolation
permeation
نفوذ، تراوش، نشت
transudate
فرانشت، مواد فرانشت شده، مواد مترشحه، ترشح، عرق، تراوش
transudation
فرانشت، تراوش، ترشح، نفوذ، رسوخ، عرق
drip
چکیدن، چکه کردن، چکانیدن، چکه
dribble
چکانیدن، خرده خرده پیش بردن (توپ فوتبال را)، چکشیدن، پابپا کردن (توپ فوتبال)
infiltration
نفوذ، تصفیه