فرهنگ آریان‌پور

تراکم

#۵۵٬۶۵۱

معنی‌های انگلیسی
۱

density

تراکم، چگالى، غلظت، انبوهى density compactness

۲

compression

تراکم، متراکم سازى، هم فشارش، به هم فشردگى، اختصار

۳

aggregate

جمع شده، متراکم، متراکم ساختن، جمع آمده، (جانور شناسى، گیاه شناسى) به هم پیوسته، انبوه، توده، تراکم، جمع، مجموع، جمع کردن، جمع شدن، توده کردن

۴

congeries

توده، انباشته، تراکم، انبوه، کومه، کپه

۵

congestion

ازدحام، انبوهى، تراکم، (پزشکى) جمع شدن خون یا اخلاط، گرفتگى

۶

aggregation

گرد آمدگى، اجتماع، توده، انبوه، تراکم، تجمع

۷

agglomeration

انباشتگى، تراکم، توده، انبار

۸

crush

فشردن، چلاندن، له شدن، خردشدن، با صدا شکستن، (مجازى) شکست دادن، پیروز شدن بر

۹

pressure

فشار، بار سنگین مصائب و سختیها، مشقت، فشردن، مضیقه