تراشیدن
#۵۵٬۶۲۱
shave
تراشیدن، رنده کردن، ریش تراشى، تراش
resect
تراشیدن، اره کردن، بریدن
excoriate
تراشیدن، پوست چیزى را کندن، پوست کندن از
face
صورت، نما، روى، مواجه شدن، رخ، رخسار، رو، چهره، طرف، سمت، وجه، ظاهر، منظر، رو به رو ایستادن، رویاروى شدن، پوشاندن سطح، تراشیدن، صاف کردن، روکش کردن
pare
سرشاخه چیدن، قسمت هاى زائد چیزى را چیدن، تراشیدن، چیدن، کاستن، پوست کندن
rase
بریدن، خراش دادن، خراشیدن، تراشیدن، مسطح کردن، با خاک یکسان کردن، له کردن
raze
ویران کردن، محو کردن، تراشیدن
trim
درست کردن، آراستن، زینت دادن، پیراستن، تراشیدن، چیدن، پیراسته، مرتب، پاکیزه، تر و تمیز، وضع، حالت، تودوزى و تزیینات داخلى اتومبیل
carve
حک کردن، تراشیدن، کنده کارى کردن، بریدن
erase
پاک کردن، تراشیدن، آثار چیزى را از بین بردن، خراشیدن، محو کردن
grain
دانه، جو، حبه، حبوبات، دان، تفاله حبوبات، یک گندم (مقیاس وزن) معادل 0.0648 گرم، خرده، ذره، رنگ، رگه، (مجازى) مشرب، خوى، حالت، بازو، شاخه، چنگال، دانه دانه کردن، جوانه زدن، دانه زدن، تراشیدن، پشم کندن، (در سنگ) رگه، طبقه
grave
قبر، گودال، سخت، بم، خطرناک، بزرگ، مهم، موقر، سنگین، نقش کردن، تراشیدن، حفر کردن، قبر کندن، دفن کردن
graven
کندن، تراشیدن، نشاندن، درخاک دنهادن، جایگیر ساختن
scrape
پنجول زدن، با ناخن و جنگال خراشیدن، خاراندن، پاک کردن، زدودن، با کهنه یا چیزى سائیدن یا پاک کردن، تراشیدن، خراشیدن، خراش، اثر خراش، گیر، گرفتارى
expunge
محو کردن، تراشیدن، نابود کردن، حذف کردن از
whittle
چاقو، ساطور، تراشیدن، بریدن، پیوسته کم کردن، با چاقو تیز کردن و تراشیدن
exfoliate
ورقه ورقه شدن، پوسته پوسته شدن، تراشیدن