فرهنگ آریان‌پور

تراشیدن

#۵۵٬۶۲۱

معنی‌های انگلیسی
۱

shave

تراشیدن، رنده کردن، ریش تراشى، تراش

۲

resect

تراشیدن، اره کردن، بریدن

۳

excoriate

تراشیدن، پوست چیزى را کندن، پوست کندن از

۴

face

صورت، نما، روى، مواجه شدن، رخ، رخسار، رو، چهره، طرف، سمت، وجه، ظاهر، منظر، رو به رو ایستادن، رویاروى شدن، پوشاندن سطح، تراشیدن، صاف کردن، روکش کردن

۵

pare

سرشاخه چیدن، قسمت هاى زائد چیزى را چیدن، تراشیدن، چیدن، کاستن، پوست کندن

۶

rase

بریدن، خراش دادن، خراشیدن، تراشیدن، مسطح کردن، با خاک یکسان کردن، له کردن

۷

raze

ویران کردن، محو کردن، تراشیدن

۸

trim

درست کردن، آراستن، زینت دادن، پیراستن، تراشیدن، چیدن، پیراسته، مرتب، پاکیزه، تر و تمیز، وضع، حالت، تودوزى و تزیینات داخلى اتومبیل

۹

carve

حک کردن، تراشیدن، کنده کارى کردن، بریدن

۱۰

erase

پاک کردن، تراشیدن، آثار چیزى را از بین بردن، خراشیدن، محو کردن

۱۱

grain

دانه، جو، حبه، حبوبات، دان، تفاله حبوبات، یک گندم (مقیاس وزن) معادل 0.0648 گرم، خرده، ذره، رنگ، رگه، (مجازى) مشرب، خوى، حالت، بازو، شاخه، چنگال، دانه دانه کردن، جوانه زدن، دانه زدن، تراشیدن، پشم کندن، (در سنگ) رگه، طبقه

۱۲

grave

قبر، گودال، سخت، بم، خطرناک، بزرگ، مهم، موقر، سنگین، نقش کردن، تراشیدن، حفر کردن، قبر کندن، دفن کردن

۱۳

graven

کندن، تراشیدن، نشاندن، درخاک دنهادن، جایگیر ساختن

۱۴

scrape

پنجول زدن، با ناخن و جنگال خراشیدن، خاراندن، پاک کردن، زدودن، با کهنه یا چیزى سائیدن یا پاک کردن، تراشیدن، خراشیدن، خراش، اثر خراش، گیر، گرفتارى

۱۵

expunge

محو کردن، تراشیدن، نابود کردن، حذف کردن از

۱۶

whittle

چاقو، ساطور، تراشیدن، بریدن، پیوسته کم کردن، با چاقو تیز کردن و تراشیدن

۱۷

exfoliate

ورقه ورقه شدن، پوسته پوسته شدن، تراشیدن