فرهنگ آریانپور
تراشیدگی
#۵۵٬۶۲۰
erasure
پاک شدگى، تراشیدگى، حک، جاى پاک شدگى
expunction
پاک شدگى، حک، پاک سازى، محوسازى، تراشیدگى
scrape
پنجول زدن، با ناخن و جنگال خراشیدن، خاراندن، پاک کردن، زدودن، با کهنه یا چیزى سائیدن یا پاک کردن، تراشیدن، خراشیدن، خراش، اثر خراش، گیر، گرفتارى