فرهنگ آریان‌پور

تراشیدگی

#۵۵٬۶۲۰

معنی‌های انگلیسی
۱

erasure

پاک شدگى، تراشیدگى، حک، جاى پاک شدگى

۲

expunction

پاک شدگى، حک، پاک سازى، محوسازى، تراشیدگى

۳

scrape

پنجول زدن، با ناخن و جنگال خراشیدن، خاراندن، پاک کردن، زدودن، با کهنه یا چیزى سائیدن یا پاک کردن، تراشیدن، خراشیدن، خراش، اثر خراش، گیر، گرفتارى