فرهنگ آریانپور
تراشه کردن
#۵۵٬۶۰۸
sliver
تکه باریک، تراشه، قاش، ته جاروب، آشغال، فتیله نخ، بریدن، قاش کردن، تراشه کردن، چاک خوردن
splint
برآمدگى کوچک، توفال، آهن نبشى، خرد و قطعه قطعه کردن، تراشه کردن، تراشه، نوار یا تراشه اى که براى بستن استخوان شکسته به کار مى رود
splinter
باریکه چوب، تراشه، خرده شیشه، تراشه کردن، متلاشى شدن و کردن