فرهنگ آریان‌پور

تراشه‌ کردن

#۵۵٬۶۰۷

معنی‌های انگلیسی
۱

sliver

تکه باریک، تراشه، قاش، ته جاروب، آشغال، فتیله نخ، بریدن، قاش کردن، تراشه کردن، چاک خوردن

۲

splinter

باریکه چوب، تراشه، خرده شیشه، تراشه کردن، متلاشى شدن و کردن

۳

chip

لپ پریده کردن یا شدن، ژتن، ریزه، تراشه، مهره اى که در بازى نشان برد و باخت است، ژتون، ورقه شدن، رنده کردن، (به صورت جمع) سیب زمینى سرخ کرده