فرهنگ آریانپور
تراشه کردن
#۵۵٬۶۰۷
sliver
تکه باریک، تراشه، قاش، ته جاروب، آشغال، فتیله نخ، بریدن، قاش کردن، تراشه کردن، چاک خوردن
splinter
باریکه چوب، تراشه، خرده شیشه، تراشه کردن، متلاشى شدن و کردن
chip
لپ پریده کردن یا شدن، ژتن، ریزه، تراشه، مهره اى که در بازى نشان برد و باخت است، ژتون، ورقه شدن، رنده کردن، (به صورت جمع) سیب زمینى سرخ کرده