فرهنگ آریان‌پور

تراشه

#۵۵٬۶۰۲

معنی‌های انگلیسی
۱

flinders

تراشه، خرده شیشه و امثال آن، قطعات شکسته

۲

ramentum

تراشه، قسمت یا جزء بسیار ریز

۳

chip

لپ پریده کردن یا شدن، ژتن، ریزه، تراشه، مهره اى که در بازى نشان برد و باخت است، ژتون، ورقه شدن، رنده کردن، (به صورت جمع) سیب زمینى سرخ کرده

۴

foil

جاى نگین، تراشه، ته چک، سوش، فلز ورق شده، ورق، سیماب پشت آینه، زرورق، بى اثر کردن، عقیم گذاردن، خنثى کردن، دفع کردن، فلز را ورقه کردن

۵

swarf

(انگلیس) تراشه، براده

۶

ribbon

نوار، روبان، نوار ماشین تحریر، نوار ضبط صوت و امثال آن، نوار فلزى، تسمه، تراشه

۷

sliver

تکه باریک، تراشه، قاش، ته جاروب، آشغال، فتیله نخ، بریدن، قاش کردن، تراشه کردن، چاک خوردن

۸

splint

برآمدگى کوچک، توفال، آهن نبشى، خرد و قطعه قطعه کردن، تراشه کردن، تراشه، نوار یا تراشه اى که براى بستن استخوان شکسته به کار مى رود

۹

slither

لغزش، غلت، آشغال، سنگریزه، تراشه، شکاف، سریدن، خزیدن، غلتیدن

۱۰

splinter

باریکه چوب، تراشه، خرده شیشه، تراشه کردن، متلاشى شدن و کردن

۱۱

excelsior

متعال، برتر، تراشه، خرده نجارى

۱۲

flake

تکه کوچک (برف و غیره)، ورقه، پوسته، فلس، جرقه، پوسته پوسته شدن، برفک زدن تلویزیون

۱۳

shred

پاره، تکه، ریز، خرده، ذره، سرتکه پارچه، پاره کردن، باریک بریدن

۱۴

paring

سرشاخه چیدن، قسمت هاى زائد چیزى را چیدن، تراشیدن، چیدن، کاستن، پوست کندن

۱۵

shaving

تراشیدن، رنده کردن، ریش تراشى، تراش

۱۶

matchwood

یک تکه چوب، چوب کبریت scrapings