فرهنگ آریانپور
تراش
#۵۵٬۵۸۵
exfoliaion
تراش، ورقه ورقه شدن
facet
صورت کوچک، سطوح کوچک جواهر و سنگ هاى قیمتى، تراش، شکل، منظر، بند، مفصل
scart
خراش، تراش، خراشیدن، زدودن
shave
تراشیدن، رنده کردن، ریش تراشى، تراش
rasure
(ک.) تراش، خراش، زدودگى، خراشیدگى
scrape
پنجول زدن، با ناخن و جنگال خراشیدن، خاراندن، پاک کردن، زدودن، با کهنه یا چیزى سائیدن یا پاک کردن، تراشیدن، خراشیدن، خراش، اثر خراش، گیر، گرفتارى
scratch
خراشیدن، خاراندن، خط زدن، قلم زدن، خراش، تراش، چرکنویس
shaving
تراشیدن، رنده کردن، ریش تراشى، تراش
excoriation
پوست رفتگى، تراش
resection
برش، قطع