فرهنگ آریان‌پور

تراش

#۵۵٬۵۸۵

معنی‌های انگلیسی
۱

exfoliaion

تراش، ورقه ورقه شدن

۲

facet

صورت کوچک، سطوح کوچک جواهر و سنگ هاى قیمتى، تراش، شکل، منظر، بند، مفصل

۳

scart

خراش، تراش، خراشیدن، زدودن

۴

shave

تراشیدن، رنده کردن، ریش تراشى، تراش

۵

rasure

(ک.) تراش، خراش، زدودگى، خراشیدگى

۶

scrape

پنجول زدن، با ناخن و جنگال خراشیدن، خاراندن، پاک کردن، زدودن، با کهنه یا چیزى سائیدن یا پاک کردن، تراشیدن، خراشیدن، خراش، اثر خراش، گیر، گرفتارى

۷

scratch

خراشیدن، خاراندن، خط زدن، قلم زدن، خراش، تراش، چرکنویس

۸

shaving

تراشیدن، رنده کردن، ریش تراشى، تراش

۹

excoriation

پوست رفتگى، تراش

۱۰

resection

برش، قطع