فرهنگ آریانپور
ترابری
#۵۵٬۴۹۰
transport
ترابرى کردن، بردن، حمل کردن، نقل و انتقال دادن، نفى بلد کردن، از خود بى خود شدن، از جا در رفتن، بارکش، حمل و نقل، وسیله نقلیه، ترابرى، حامل
transportation
ترابرى، حمل و نقل، بار کشى، تبعید، انتقال
haul
کشیدن، هل دادن، حمل کردن، کشش، همه ماهیهایى که در یک وهله به دام کشیده مى شوند، حمل و نقل
draft
(draught) ـ (انگلیس) آماده کردن، از بشکه ریختن، حواله، برات، برات کشى، طرح، مسوده، پیش نویس، (علوم نظامى) برگزینى، انتخاب، چرک نویس، طرح کردن
freight
کرایه، کرایه کشتى، بار، بار کشتى، باربرى، گرانبار کردن، حمل کردن، غنى ساختن
haulage
کشش، پولى که راه آهن بابت حمل و نقل قطار هاى بیگانه در مسیر خود مى گیرد
transit
عبور، گذر، راه عبور، حق العبور، عبور کردن
carriage
کالسکه، نورد
shipment
حمل، محموله، کالاى حمل شده با کشتى
shipping
کشتى، جهاز، کشتى هوایى، هواپیما، با کشتى حمل کردن، فرستادن، سوار کشتى شدن، سفینه، ناو ship