فرهنگ آریان‌پور

ترابر

#۵۵٬۴۷۵

معنی‌های انگلیسی
۱

transport

ترابرى کردن، بردن، حمل کردن، نقل و انتقال دادن، نفى بلد کردن، از خود بى خود شدن، از جا در رفتن، بارکش، حمل و نقل، وسیله نقلیه، ترابرى، حامل

۲

transportation

ترابرى، حمل و نقل، بار کشى، تبعید، انتقال

۳

carrier

حامل، موج حامل، برنامه، حامل میکرب، دستگاه کاریر

۴

shipper

دریا نورد، حمل کمننده کالا با کشتى، مسافر کشتى، محموله کشتى، اهرم ساعت

۵

vehicle

وسیله نقلیه، ناقل، حامل، رسانه، برندگر، رسانگر

۶

vehicular

وابسته به وسایط نقلیه، وابسته به رسانه یا برندگر

۷

common carrier

گاراژ دار، متصدى حمل و نقل، حامل مشترک