فرهنگ آریان‌پور

ترا رسانی‌ کردن

#۵۵٬۴۴۵

معنی‌های انگلیسی
۱

transmit

فرا فرستادن، پراکندن، انتقال دادن، رساندن، عبور دادن، سرایت کردن، مخابره کردن، فرستادن