فرهنگ آریانپور
تر و تمیز
#۵۵٬۴۲۰
shipshape
تر و تمیز، مرتب، به طور تر و تمیز
trig
قابل اعتماد، وفادار، فعال، سرحال، منبسط، تر و تمیز، دویدن، چهار نعل رفتن، شیک، خود آرا، خط شروع مسابقه، خندق، از حرکت بازداشتن (مثل چرخ ماشین)، علامت گذاشتن
trim
درست کردن، آراستن، زینت دادن، پیراستن، تراشیدن، چیدن، پیراسته، مرتب، پاکیزه، تر و تمیز، وضع، حالت، تودوزى و تزیینات داخلى اتومبیل trim خودمانی
prissy
آراسته، مرتب، تر و تمیز، مردیا جوان زن صفت
spic and span
(spick and span =) ـ نو، کاملاً تازه، تر و تمیز، آراسته و مرتب
spick and span
(spic and span =) ـ نو، کاملاً تازه، تر و تمیز، آراسته و مرتب
smart
زرنگ، زیرک، ناتو، باهوش، شیک، جلوه گر، تیر کشیدن (ازدرد)، سوزش داشتن smart soigne spickandspan streamlined
snappy
گاز گیر، سرزنده، با روح، جرقه دار، شیک، تند
spiffy
(زبان عامیانه) تمیز، زیبا، خوش منظر، باهوش، عالى neatly