فرهنگ آریان‌پور

تر و تمیز

#۵۵٬۴۲۰

معنی‌های انگلیسی
۱

shipshape

تر و تمیز، مرتب، به طور تر و تمیز

۲

trig

قابل اعتماد، وفادار، فعال، سرحال، منبسط، تر و تمیز، دویدن، چهار نعل رفتن، شیک، خود آرا، خط شروع مسابقه، خندق، از حرکت بازداشتن (مثل چرخ ماشین)، علامت گذاشتن

۳

trim

درست کردن، آراستن، زینت دادن، پیراستن، تراشیدن، چیدن، پیراسته، مرتب، پاکیزه، تر و تمیز، وضع، حالت، تودوزى و تزیینات داخلى اتومبیل trim خودمانی‌

۴

prissy

آراسته، مرتب، تر و تمیز، مردیا جوان زن صفت

۵

spic and span

(spick and span =) ـ نو، کاملاً تازه، تر و تمیز، آراسته و مرتب

۶

spick and span

(spic and span =) ـ نو، کاملاً تازه، تر و تمیز، آراسته و مرتب

۷

smart

زرنگ، زیرک، ناتو، باهوش، شیک، جلوه گر، تیر کشیدن (ازدرد)، سوزش داشتن smart soigne spickandspan streamlined

۸

snappy

گاز گیر، سرزنده، با روح، جرقه دار، شیک، تند

۹

spiffy

(زبان عامیانه) تمیز، زیبا، خوش منظر، باهوش، عالى neatly