فرهنگ آریانپور
تر و تازه
#۵۵٬۴۱۶
fresh
تر و تازه، تازه، خرم، زنده، با نشاط، با روح، خنک، سرد، تازه نفس، تازه کار ناآزموده، پر رو، جسور، به تارزگى، خنک ساختن، تازه کردن، خنک شدن، آماده، سرخوش، (در مورد آب) شیرین
pristine
پیشین، اولى، طبیعى و دست نخورده، تر و تازه
span new
خیلى تازه، کاملاً تازه، تر و تازه
brand new
نو، کاملاً نو، تر و تازه، نونو، بکلى نو یا تازه
crisp
مجعد شدن، موجدار کردن، حلقه حلقه کردن، چیز خشک و ترد، ترد، سیب زمینى برشته
green
سبز، خرم، تازه، ترو تازه، نارس، بى تجربه، رنگ سبز، (در جمع) سبزیجات، سبز شدن، سبز کردن، سبزه، چمن، معتدل
young
جوان، تازه، نوین، نوباوه، نورسته، برنا
crispy
(crisp =) ـ ترد، مجعد، پرچین و شکن
vernal
بهارى، ربیعى، شبیه بهار، باطراوت چون بهار
refreshing
تازه کردن، نیروى تازه دادن به، از خستگى بیرون آوردن، روشن کردن، با طراوت کردن