فرهنگ آریان‌پور

تر کردن

#۵۵٬۴۰۸

معنی‌های انگلیسی
۱

dab

تر کردن، کهنه را نم زدن، با چیز نرمى کسى را زدن یا نوازش کردن، اندکى، قطعه، تکه، آهسته زدن

۲

bedew

تر کردن، آب زدن، نم زدن، با شبنم تر کردن

۳

moisten

تر کردن، نمدار کردن، ترشدن، مرطوب شدن

۴

wet

(past: wetted, wet ; past participle: wetted, wet) ـ تر، مرطوب، خیس، بارانى، اشکبار، ترى، رطوبت، تر کردن، مرطوب کردن، نمناک کردن

۵

dabble

رنگ پاشیدن، نم زدن، (کم کم) تر کردن، در آب شلپ شلپ کردن، سرسرى کار کردن، به طور تفریحى کارى را کردن

۶

embrue

(imbrue =) ـ آغشتن، آلودن، تر کردن، خیساندن

۷

imbrue

آغشتن، آلوده کردن، تر کردن، خیساندن، مرطوب کردن، اشباع کردن، جذب کردن

۸

soak

خیساندن، خیس خوردن، رسوخ کردن، به وسیله مایع اشباع شدن، غوطه دادن، در آب فرو بردن، عمل خیساندن، خیس خورى، غوطه، غوطه ورى، غسل