فرهنگ آریان‌پور

تر

#۵۵٬۳۸۳

معنی‌های انگلیسی
۱

wet

(past: wetted, wet ; past participle: wetted, wet) ـ تر، مرطوب، خیس، بارانى، اشکبار، ترى، رطوبت، تر کردن، مرطوب کردن، نمناک کردن

۲

dewy

شبنم دار، ژاله دار، تر، ترکرده، مرطوب، تازه

۳

lace

پر از سوراخ، پر از سوراخ کردن، بند کفش، تر، تورى، نوار، قیطان، بندکفش را بستن، یراق دوزى کردن، بنددار کردن

۴

humid

نمناک، تر، نم، مرطوب، نمدار، آبدار، بخاردار

۵

moist

نمناک، نمدار، تر، گریان، مرطوب، پر از آب

۶

rainy

بارانى، پر باران، خیس، تر، رگبار گرفته

۷

soggy

خیس، تر

۸

green

سبز، خرم، تازه، ترو تازه، نارس، بى تجربه، رنگ سبز، (در جمع) سبزیجات، سبز شدن، سبز کردن، سبزه، چمن، معتدل

۹

smeary

آغشته، آلوده، چرک، چرب، چسبناک، کثیف، لکه دار