فرهنگ آریانپور
تر
#۵۵٬۳۸۳
wet
(past: wetted, wet ; past participle: wetted, wet) ـ تر، مرطوب، خیس، بارانى، اشکبار، ترى، رطوبت، تر کردن، مرطوب کردن، نمناک کردن
dewy
شبنم دار، ژاله دار، تر، ترکرده، مرطوب، تازه
lace
پر از سوراخ، پر از سوراخ کردن، بند کفش، تر، تورى، نوار، قیطان، بندکفش را بستن، یراق دوزى کردن، بنددار کردن
humid
نمناک، تر، نم، مرطوب، نمدار، آبدار، بخاردار
moist
نمناک، نمدار، تر، گریان، مرطوب، پر از آب
rainy
بارانى، پر باران، خیس، تر، رگبار گرفته
soggy
خیس، تر
green
سبز، خرم، تازه، ترو تازه، نارس، بى تجربه، رنگ سبز، (در جمع) سبزیجات، سبز شدن، سبز کردن، سبزه، چمن، معتدل
smeary
آغشته، آلوده، چرک، چرب، چسبناک، کثیف، لکه دار