واژههای فارسی←تدریجا متوقف کردن کار یا تولیدفرهنگ آریانپورتدریجا متوقف کردن کار یا تولید#۵۵٬۳۱۱شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱phaseoutتدریجا متوقف کردن کار یا تولید، توقف کار یا فرآورى به طور مرحله اىواژههای نزدیک در الفباتدریج - اختلال -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتدریج گراییمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتدریجامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتدریجا تحلیل رفتنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتدریجا ضعیف شوندهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتدریجا عمل کردن یا شدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر