فرهنگ آریان‌پور

تداوم چیزی را به هم زدن

#۵۵٬۲۸۲

معنی‌های انگلیسی
۱

interrupt

وقفه، ایجاد وقفه، گسیختن، حرف دیگرى را قطع کردن، منقطع کردن