فرهنگ آریان‌پور

تدارکات

#۵۵٬۲۶۲

معنی‌های انگلیسی
۱

munition

قلعه، دفاع، مهمات، تدارکات، جنگ افزار تهیه کردن

۲

munitions

قلعه، دفاع، مهمات، تدارکات، جنگ افزار تهیه کردن

۳

provisions

مقررات، قیود، تدارکات

۴

supplies

فرآورده، تهیه کردن، رساندن، دادن به، عرضه داشتن، تدارک دیدن، تولید کردن، موجودى، لزوم، آذوقه، منبع، تامین کردن supply

۵

provision

تهیه، قید، توشه، تدارک، شرط، بند، ماده، قوانین، سورسات رساندن، مقرر داشتن، شرط کردن