فرهنگ آریان‌پور

تداخل‌ کردن زمان

#۵۵٬۲۵۲

معنی‌های انگلیسی
۱

overlap

روى هم افتادن (دولبه چیزى)، اصطکاک داشتن، روى هم افت، روى هم افتادن، اشتراک داشتن