فرهنگ آریانپور
تخمین زدن
#۵۵٬۲۲۸
guess
حدس، گمان، ظن، تخمین، فرض، حدس زدن، تخمین زدن
account
شمردن، حساب کردن، محاسبه نمودن، (حق) حساب پس دادن، ذکر علت کردن، تخمین زدن، دانستن، نقل کردن حساب، صورت حساب، گزارش، بیان علت، سبب، شرح، مسئول بودن
compute
محاسبه کردن، حساب کردن، تخمین زدن
appraise
ارزیابى کردن، تقویم کردن، تخمین زدن
estimate
تخمین، تخمین زدن، براورد کردن، برآورد، دیدزنى، تقویم، ارزیابى، قیمت، شهرت، اعتبار، برآورد کردن
foreshow
از پیش نشان دادن، تخمین زدن، پیش بینى کردن
guesstimate
حدس زدن، (بدون داشتن اطلاعات کافى) تخمین زدن
judge
قضاوت کردن، داورى کردن، فتوى دادن، حکم دادن، تشخیص دادن، قاضى، دادرس، کارشناس
divine
خدایى، یزدانى، الهى، کشیش، استنباط کردن، غیب گویى کردن
evaluate
ارزیابى کردن، تقویم کردن، قیمت کردن، سنجیدن، شماره یا عدد، چیزى را معین کردن