فرهنگ آریان‌پور

تخمین زدن

#۵۵٬۲۲۸

معنی‌های انگلیسی
۱

guess

حدس، گمان، ظن، تخمین، فرض، حدس زدن، تخمین زدن

۲

account

شمردن، حساب کردن، محاسبه نمودن، (حق) حساب پس دادن، ذکر علت کردن، تخمین زدن، دانستن، نقل کردن حساب، صورت حساب، گزارش، بیان علت، سبب، شرح، مسئول بودن

۳

compute

محاسبه کردن، حساب کردن، تخمین زدن

۴

appraise

ارزیابى کردن، تقویم کردن، تخمین زدن

۵

estimate

تخمین، تخمین زدن، براورد کردن، برآورد، دیدزنى، تقویم، ارزیابى، قیمت، شهرت، اعتبار، برآورد کردن

۶

foreshow

از پیش نشان دادن، تخمین زدن، پیش بینى کردن

۷

guesstimate

حدس زدن، (بدون داشتن اطلاعات کافى) تخمین زدن

۸

judge

قضاوت کردن، داورى کردن، فتوى دادن، حکم دادن، تشخیص دادن، قاضى، دادرس، کارشناس

۹

divine

خدایى، یزدانى، الهى، کشیش، استنباط کردن، غیب گویى کردن

۱۰

evaluate

ارزیابى کردن، تقویم کردن، قیمت کردن، سنجیدن، شماره یا عدد، چیزى را معین کردن