فرهنگ آریان‌پور

تخم گذاشتن

#۵۵٬۱۳۹

معنی‌های انگلیسی
۱

oviposit

تخم گذاشتن، تخم ریختن (در حشرات)

۲

cleck

از تخم در آوردن، تخم گذاشتن

۳

hatch

دریچه، روزنه، نصفه در، روى تخم نشستن (مرغ)، (مجازى) اندیشیدن، پختن، ایجاد کردن، تخم گذاشتن، تخم دادن، جوجه بیرون آمدن، جوجه گیرى، (مجازى) درآمد، نتیجه، خط انداختن، هاشور زدن

۴

flyblow

تخم مگس، نوزاد حشرات و مگس، (در مورد مگس) تخم گذاشتن