فرهنگ آریانپور
تخم گذاشتن
#۵۵٬۱۳۹
oviposit
تخم گذاشتن، تخم ریختن (در حشرات)
cleck
از تخم در آوردن، تخم گذاشتن
hatch
دریچه، روزنه، نصفه در، روى تخم نشستن (مرغ)، (مجازى) اندیشیدن، پختن، ایجاد کردن، تخم گذاشتن، تخم دادن، جوجه بیرون آمدن، جوجه گیرى، (مجازى) درآمد، نتیجه، خط انداختن، هاشور زدن
flyblow
تخم مگس، نوزاد حشرات و مگس، (در مورد مگس) تخم گذاشتن