فرهنگ آریانپور
تخم پاشی کردن
#۵۵٬۰۹۱
broadcast
(past: broadcast ; past participle: broadcast) ـ پراکندن، داده پراکنى، منتشر کردن، اشاعه دادن، رساندن، پخش کردن (از رادیو)، سخن پراکنى
inseminate
پاشیدن، کاشتن، افشاندن، تلقیح کردن، آبستن کردن، باردار کردن