فرهنگ آریان‌پور

تخم

#۵۵٬۰۷۴

معنی‌های انگلیسی
۱

egg

تخم مرغ، تخم، تحریک کردن

۲

ova

تخم، یاخته ماده

۳

spawn

تخم ماهى، اشپل، بذر، جرم، تخم ریزى کردن (حیوانات دریایى)، تولید مثل کردن

۴

oosperm

تخم لقاح شده، تخم

۵

fry

زاده، تخم، فرزند، حیوان نوزاد، جوان، گروه، گوشت سرخ کرده، بریانى، سرخ کردن، روى آتش پختن، تهییج، سوزاندن

۶

seed

بذر، دانه، تخم، ذریه، اولاد، تخم آورى، تخم ریختن، کاشتن

۷

spore

هاگ، تخم میکروب، تخم قارچ، هاگ آوردن زیست‌ شناسی‌

۸

pipin

دانه، بذر، تخم، سیب تخم دار، دانه دار

۹

semen

نطفه، منى، دانه، تخم

۱۰

zygote

(zygotic =) ـ (جانور شناسى) تخم گشنیده شده، سلول گشنیده شده یا لقاح شده، یاخته اى که از ترکیب دو سلول جنسى (Gamete) به وجود آید، تخم بارور، تخم

۱۱

kernel

مغز، هسته، مغزهسته، خستو، تخم، دانه، هسته اصلى، شالوده

۱۲

testis

(کالبد شکافى) بیضه، خایه، تخم، گواهى، شهادت

۱۳

zygotic

(zygote =) ـ (جانور شناسى) تخم گشنیده شده، سلول گشنیده شده یا لقاح شده، یاخته اى که از ترکیب دو سلول جنسى (Gamete) به وجود آید، تخم بارور، تخم ماهی‌ و قورباغه‌

۱۴

testicle

خایه، بیضه، خصیه، تخم