تخم
#۵۵٬۰۷۴
egg
تخم مرغ، تخم، تحریک کردن
ova
تخم، یاخته ماده
spawn
تخم ماهى، اشپل، بذر، جرم، تخم ریزى کردن (حیوانات دریایى)، تولید مثل کردن
oosperm
تخم لقاح شده، تخم
fry
زاده، تخم، فرزند، حیوان نوزاد، جوان، گروه، گوشت سرخ کرده، بریانى، سرخ کردن، روى آتش پختن، تهییج، سوزاندن
seed
بذر، دانه، تخم، ذریه، اولاد، تخم آورى، تخم ریختن، کاشتن
spore
هاگ، تخم میکروب، تخم قارچ، هاگ آوردن زیست شناسی
pipin
دانه، بذر، تخم، سیب تخم دار، دانه دار
semen
نطفه، منى، دانه، تخم
zygote
(zygotic =) ـ (جانور شناسى) تخم گشنیده شده، سلول گشنیده شده یا لقاح شده، یاخته اى که از ترکیب دو سلول جنسى (Gamete) به وجود آید، تخم بارور، تخم
kernel
مغز، هسته، مغزهسته، خستو، تخم، دانه، هسته اصلى، شالوده
testis
(کالبد شکافى) بیضه، خایه، تخم، گواهى، شهادت
zygotic
(zygote =) ـ (جانور شناسى) تخم گشنیده شده، سلول گشنیده شده یا لقاح شده، یاخته اى که از ترکیب دو سلول جنسى (Gamete) به وجود آید، تخم بارور، تخم ماهی و قورباغه
testicle
خایه، بیضه، خصیه، تخم