فرهنگ آریان‌پور

تخس

#۵۴٬۹۶۳

معنی‌های انگلیسی
۱

bad

به طور بد، به طور ناشایسته

۲

wild

وحشى، جنگلى، خود رو، شیفته و دیوانه

۳

pesky

آزار رسان، زحمت دهنده، مزاحم بچه‌

۴

impish

جن مانند، جن خو، شیطان صفت، شیطان

۵

unruly

سرکش، یاغى، متمرد، مضطرب، متلاطم

۶

menace

تهدید، چیزى که تهدید کننده است، مخاطره، تهدید کردن، ارعاب کردن، چشم زهره رفتن

۷

wanton

سرکش، حرف نشنو، بازیگوش، خوشحال، عیاش، گستاخ، جسور، شرور شدن، گستاخ شدن، بى ترتیب کردن، شهوترانى کردن، افراط کردن

۸

naughty

شیطان، بدذات، شریر، نا فرمان، سرکش

۹

rascally

از روى پستى، بى شرفانه

۱۰

mischievous

بدسگال، موذى، شیطان، بدجنس