واژههای فارسی←تخدیر کردن داروفرهنگ آریانپورتخدیر کردن دارو#۵۴٬۹۵۴شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱intoxicateمست کردن، کیف دادن، سرخوش کردنواژههای نزدیک در الفباتخته یاچیز دیگری که در انت های ردیف کتب برای نگاهداری انها می گذارندمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخته یخ شناورمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخحیصمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخدیرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخدیر شدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخدیر کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر