فرهنگ آریان‌پور

تخته‌ کوب‌ کردن

#۵۴٬۹۱۴

معنی‌های انگلیسی
۱

board

تخته، تابلو، شیئت، تخته یا مقوا و یا هر چیز مسطح، میز غذا، غذاى روى میز، اغذیه، میز شور یا دادگاه، هیئت عامله یا امنا، هیئت مدیره، تخته بندى کردن، سوارشدن، به کنار کشتى آمدن (بمنظورحمله)، تخته پوش کردن، پانسیون شدن، منزل کردن (در شبانه روزى) ـ

۲

plank

قطعه، قسمت، واحد، قسمتى از برنامه، تخته، تخته میز و پیشخوان مهمانخانه، تخته پوش کردن، تخته تخته کردن

۳

batten

پروار کردن، چاق شدن، حاصل خیز شدن، نشو و نما کردن