فرهنگ آریان‌پور

تخته بندی

#۵۴٬۸۴۱

معنی‌های انگلیسی
۱

boarding

تخته، تابلو، شیئت، تخته یا مقوا و یا هر چیز مسطح، میز غذا، غذاى روى میز، اغذیه، میز شور یا دادگاه، هیئت عامله یا امنا، هیئت مدیره، تخته بندى کردن، سوارشدن، به کنار کشتى آمدن (بمنظورحمله)، تخته پوش کردن، پانسیون شدن، منزل کردن (در شبانه روزى) ـ board

۲

scaffold

چوب بست، داربست، دار، تخته بندى، سکوب یا چهار چوب، تخته بندى کردن، سکوب زدن، به دار آویختن

۳

timberwork

الوار سازى، الوارکارى، تخته بندى

۴

scaffolding

چوب بست، داربست، دار، تخته بندى، سکوب یا چهار چوب، تخته بندى کردن، سکوب زدن، به دار آویختن

۵

paneling

تابلو، صفحه هیئت، تشک، پالان، قطعه، قاب سقف، قاب عکس، نقاشى بر روى تخته، نقوش حاشیه دارکتاب، (مجازى) اعضاى هیئت منصفه، فهرست هیئت یاعده اى که براى انجام خدمتى آماده اند، هیئت، قطعه مستطیلى شکل، قسمت جلوى پیشخوان اتومبیل و هواپیما و غیره، قاب گذاردن، حاشیه زدن به panel

۶

panelling

تابلو، صفحه هیئت، تشک، پالان، قطعه، قاب سقف، قاب عکس، نقاشى بر روى تخته، نقوش حاشیه دارکتاب، (مجازى) اعضاى هیئت منصفه، فهرست هیئت یاعده اى که براى انجام خدمتى آماده اند، هیئت، قطعه مستطیلى شکل، قسمت جلوى پیشخوان اتومبیل و هواپیما و غیره، قاب گذاردن، حاشیه زدن به panel