فرهنگ آریان‌پور

تخته

#۵۴٬۸۲۱

معنی‌های انگلیسی
۱

slab

تخته سنگ، تکه، ورقه، باریکه، قطعه، لوحه، غلیظ، لیز، چسبناک، لزج، تکه تکه کردن، با اره تراشیدن، سقف را با تخته پوشاندن، باریکه باریکه شدن

۲

board

تخته، تابلو، شیئت، تخته یا مقوا و یا هر چیز مسطح، میز غذا، غذاى روى میز، اغذیه، میز شور یا دادگاه، هیئت عامله یا امنا، هیئت مدیره، تخته بندى کردن، سوارشدن، به کنار کشتى آمدن (بمنظورحمله)، تخته پوش کردن، پانسیون شدن، منزل کردن (در شبانه روزى) ـ

۳

lumber

تخته، الوار، تیر بریده، الوار را قطع کردن، چوب برى کردن، سنگین حرکت کردن، سلانه سلانه راه رفتن

۴

gob

تکه، تخته، تخته کف، کلوخه، مقدار بزرگ و زیاد، یک دهن غذا، دهان، (آمریکایى) ملوان

۵

panel

تابلو، صفحه هیئت، تشک، پالان، قطعه، قاب سقف، قاب عکس، نقاشى بر روى تخته، نقوش حاشیه دارکتاب، (مجازى) اعضاى هیئت منصفه، فهرست هیئت یاعده اى که براى انجام خدمتى آماده اند، هیئت، قطعه مستطیلى شکل، قسمت جلوى پیشخوان اتومبیل و هواپیما و غیره، قاب گذاردن، حاشیه زدن به

۶

brede

لوح، لوحه، صفحه، تخته، ورقه، قرص

۷

plank

قطعه، قسمت، واحد، قسمتى از برنامه، تخته، تخته میز و پیشخوان مهمانخانه، تخته پوش کردن، تخته تخته کردن

۸

sheet

ورق، ورقه، صفحه، ملافه، تخته، پهنه، سطح، متورق، ورقه ورقه، ورق شده، ملافه کردن، ورقه کردن

۹

ledger

معین، دفترکل، سنگ پهن روى گور، تیر، تخته

۱۰

tablet

لوح، لوحه، صفحه، تخته، ورقه، قرص، برلوح نوشتن

۱۱

paneling

تابلو، صفحه هیئت، تشک، پالان، قطعه، قاب سقف، قاب عکس، نقاشى بر روى تخته، نقوش حاشیه دارکتاب، (مجازى) اعضاى هیئت منصفه، فهرست هیئت یاعده اى که براى انجام خدمتى آماده اند، هیئت، قطعه مستطیلى شکل، قسمت جلوى پیشخوان اتومبیل و هواپیما و غیره، قاب گذاردن، حاشیه زدن به panel

۱۲

panelling

تابلو، صفحه هیئت، تشک، پالان، قطعه، قاب سقف، قاب عکس، نقاشى بر روى تخته، نقوش حاشیه دارکتاب، (مجازى) اعضاى هیئت منصفه، فهرست هیئت یاعده اى که براى انجام خدمتى آماده اند، هیئت، قطعه مستطیلى شکل، قسمت جلوى پیشخوان اتومبیل و هواپیما و غیره، قاب گذاردن، حاشیه زدن به panel

۱۳

shake

(past: shook ; past participle: shaken) ـ ارتعاش، تکان، لرزش، تزلزل، لرز، تکان دادن، جنباندن، آشفتن، لرزیدن

۱۴

splat

میله تزیینى پشت صندلى