واژههای فارسی←تخت انداختن جورابفرهنگ آریانپورتخت انداختن جوراب#۵۴٬۷۵۳شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱soleکف پا، تخت کفش، تخت، زیر، قسمت ته هر چیز، شالوده، تنها، یگانه، منحصربفرد، (بکفش) تخت زدنواژههای نزدیک در الفباتختمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخت - نیم -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخت انداختن - نیم -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخت انداختن کفشمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخت بچهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخت پادشاهیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر