فرهنگ آریان‌پور

تحول

#۵۴٬۷۰۷

معنی‌های انگلیسی
۱

vicissitude

تحول، دگرگونى، تغییر، فراز و نشیب زندگى

۲

mutation

جهش، تغییر، دگرگونى، تحول، طغیان، انقلاب، شورش، تغییر ناگهانى

۳

solstice

(نجوم) انقلاب، تحویل، نقطه انقلاب، تحول

۴

upheaval

تغییر فاحش، تحول، انقلاب، (زیست شناسى) برخاست، بالا آمدن

۵

evolution

تکامل، سیر تکاملى، فرضیه سیر تکامل، تغییر شکل، تحول، تکامل تدریجى، چرخش، حرکت دورانى، فرگشت

۶

sublation

زوال، استهلاک، تحول، تغییر شکل

۷

transition

انتقال، عبور، تغییر از یک حالت بحالت دیگر، مرحله تغییر، برزخ، انتقالى، گذار، تحول

۸

transmogrification

دگرگون سازى، تغییر شکل، تحول، تناسخ

۹

course

دوره، مسیر، روش، جهت، جریان، درضمن، بخشى از غذا، آموزه، آموزگان دنبال کردن، بسرعت حرکت دادن، چهار نعل رفتن

۱۰

revolution

واگشت، شورش، آشوب، انقلاب، حرکت انقلابى، چرخش، دور، دوران کامل

۱۱

reformation

اصلاح، تهذیب، اصلاحات