فرهنگ آریان‌پور

تحمیل‌ کردن‌ خود

#۵۴٬۶۹۰

معنی‌های انگلیسی
۱

intrude

سرزده آمدن، فضولانه آمدن، بدون حق وارد شدن، به زور داخل شدن