فرهنگ آریانپور
تحمل پذیر
#۵۴٬۶۵۵
bearable
تحمل پذیر، با دوام
endurable
تحمل پذیر
sufferable
تحمل پذیر
tolerable
قابل تحمل، نسبتا خوب، میانه، متوسط، قابل قبول، مدارا پذیر، تحمل پذیر
light
به سبکى، آهسته، یواش، کم، به چابکى، تند، با خونسردى، از روى بى علاقگى
livable
(liveable =) ـ قابل زیستن، قابل معاشرت، قابل زندگى
Liveable
(livable =) ـ قابل زیستن، قابل معاشرت، قابل زندگى
resistible
قابل مقاومت
supportable
قابل تحمل، حمایت کردنى، تاب آوردنى
sustainable
قابل تحمل، تاب آوردنى